{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
broiler
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مترجم]
[دامپزشکی ]
جوجه گوشتی
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مرغ گوشتی
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کشاورزی]
مرغهای گوشتی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
جوجه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
جوجههای گوشتی
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
بهم زننده
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
پزنده
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
جوشاننده
معنی broiler, معنی دقخهکثق, معنی broiler, معنی اصطلاح broiler, معادل broiler, broiler چی میشه؟, broiler یعنی چی؟, broiler synonym, broiler definition,
معنی rhymester
,
ترجمه rhymester
به فارسی,
معنی become sociable
,
ترجمه become sociable
به فارسی,
معنی Average Finish Time
,
ترجمه Average Finish Time
به فارسی,
معنی Recombination
,
ترجمه Recombination
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی