{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
breast
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۴ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۹
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی فناوری اطلاعات ]
پستان
۹
۱
[توسط مترجم]
[مهندسی پزشکی]
پستان
۹
۱
[توسط مترجم]
[زیست شناسی]
پستان
۹
۱
[توسط مترجم]
[پزشکی]
پستان
۱
۰
[توسط مترجم]
[بیوتکنولوژی]
سینه
۱
۰
[توسط مترجم]
[زیست شناسی]
سینه
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی پزشکی]
سینه
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سینه
۰
۰
[توسط مشتری]
[پزشکی]
سینه، پستان
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
باسینه دفاع کردن
معنی breast, معنی دقثشسف, معنی breast, معنی اصطلاح breast, معادل breast, breast چی میشه؟, breast یعنی چی؟, breast synonym, breast definition,
معنی رزومه
,
ترجمه رزومه
به انگلیسی,
معنی power conditioning unit
,
ترجمه power conditioning unit
به فارسی,
معنی بهترین دستگاه لیزر
,
ترجمه بهترین دستگاه لیزر
به فارسی,
معنی criminal conduct
,
ترجمه criminal conduct
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی