{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
biosensing
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
زیست حسگری
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
حسگر زیستی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بیوسنسینگ، حسگری زیستی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
حسگری زیستی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بیوسنسینگ
۰
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
حس زیستی
معنی biosensing, معنی دهخسثئسهئل, معنی biosensing, معنی اصطلاح biosensing, معادل biosensing, biosensing چی میشه؟, biosensing یعنی چی؟, biosensing synonym, biosensing definition,
معنی autocrat
,
ترجمه autocrat
به فارسی,
معنی hoof
,
ترجمه hoof
به فارسی,
معنی Put, قرار دادن
,
ترجمه Put, قرار دادن
به فارسی,
معنی فاز لارو بودن
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی