{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
bedridden
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
بسترى
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
بستری
۰
۳
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بیمار بستری
معنی bedridden, معنی دثیقهییثئ, معنی bedridden, معنی اصطلاح bedridden, معادل bedridden, bedridden چی میشه؟, bedridden یعنی چی؟, bedridden synonym, bedridden definition,
معنی order
,
ترجمه order
به فارسی,
معنی refractory
,
ترجمه refractory
به فارسی,
معنی اب سنج، اسبابی که جهت اندازهگیری حجمی و تجزیه , گازها بکارمیرود، گازسنج
,
ترجمه اب سنج، اسبابی که جهت اندازهگیری حجمی و تجزیه , گازها بکارمیرود، گازسنج
به انگلیسی,
معنی نشان، عیاری که از طرف زرگر یا دولت روی الات سیمین , وزرین گذاشته میشود، انگ
,
ترجمه نشان، عیاری که از طرف زرگر یا دولت روی الات سیمین , وزرین گذاشته میشود، انگ
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی