{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
battlefield
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
میدان جنگ
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
میدان نبرد
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
میدان جنگ
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
رزم گاه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
میدا ن جنگ
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
آوردگاه
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
نبردگاه
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
عرصه منازعه
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
عرصه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
میدان جنگ
معنی battlefield, معنی دشففکثبهثکی, معنی battlefield, معنی اصطلاح battlefield, معادل battlefield, battlefield چی میشه؟, battlefield یعنی چی؟, battlefield synonym, battlefield definition,
معنی supersensitivity;افزايش حساسيت
,
معنی (افسانه یونان) یکی از سهزنی کهموهای سرشان مار , بودهو هر کس بدانها نگاه میکردسنگ میشد، زن زشت , سیما، زن بد سیما
,
ترجمه (افسانه یونان) یکی از سهزنی کهموهای سرشان مار , بودهو هر کس بدانها نگاه میکردسنگ میشد، زن زشت , سیما، زن بد سیما
به انگلیسی,
معنی Viscoelastic Safe Area
,
معنی Corporate employment decision making
,
ترجمه Corporate employment decision making
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی