{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
associated
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۲
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
مرتبط
۴
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مرتبط، در ارتباط با ...
۲
۰
[General]
[... عمومی ...]
محشور
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مرتبط، ناشی از ، مربوط به
۲
۰
[bbComputer]
[... عمومی ...]
همبسته - وابسته
۳
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مرتبط است
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مرتبط با یا مربوط به یا ناشی از
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پیوسته
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مربوط به
۱
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
همراهی
معنی associated, معنی شسسخرهشفثی, معنی associated, معنی اصطلاح associated, معادل associated, associated چی میشه؟, associated یعنی چی؟, associated synonym, associated definition,
معنی assiduity
,
ترجمه assiduity
به فارسی,
معنی Auditor
,
ترجمه Auditor
به فارسی,
معنی Clinical
,
ترجمه Clinical
به انگلیسی,
معنی savia
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی