{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
assistant
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۷
۰
[توسط مترجم]
[روانشناسی]
دستیار
۶
۰
[توسط مترجم]
[... محتوای عمومی ...]
دستیار
۵
۰
[توسط مترجم]
[اقتصاد و بازرگانی]
دستیار
۵
۰
[توسط مترجم]
[نفت ، گاز و پتروشیمی]
دستیار
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
کمک
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
همیاور
۰
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
دستيار
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
معین
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
معاون، دستیار
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
دستیار
معنی assistant, معنی شسسهسفشئف, معنی assistant, معنی اصطلاح assistant, معادل assistant, assistant چی میشه؟, assistant یعنی چی؟, assistant synonym, assistant definition,
معنی (باeht) ناهید، زهره، (باna) برجیس، مشتری، عطارد
,
ترجمه (باeht) ناهید، زهره، (باna) برجیس، مشتری، عطارد
به انگلیسی,
معنی دران حدود، درهمان نزدیکی، تقریبا
,
ترجمه دران حدود، درهمان نزدیکی، تقریبا
به انگلیسی,
معنی Patients
,
ترجمه Patients
به فارسی,
معنی فرشته
,
ترجمه فرشته
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی