{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
assignment
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
واگذاری
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تکلیف
۲
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
وظیفه
۱
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
ماموریت
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی صنایع]
تخصیص
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
گماشت
۰
۰
[LinuxDic]
[... عمومی ...]
انتساب
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اختصاص یا تخصیص دهی
۰
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
واگذاری/انتقال
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
واگذاری، انتقال، تکلیف
معنی assignment, معنی شسسهلئوثئف, معنی assignment, معنی اصطلاح assignment, معادل assignment, assignment چی میشه؟, assignment یعنی چی؟, assignment synonym, assignment definition,
معنی fishwife
,
ترجمه fishwife
به فارسی,
معنی deprivation
,
ترجمه deprivation
به فارسی,
معنی جنگ بلد
,
ترجمه جنگ بلد
به انگلیسی,
معنی outgassing
,
ترجمه outgassing
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی