{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
assessor
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط مترجم]
[زبان شناسی]
ارزیاب
۲
۰
[توسط مترجم]
[تربیت بدنی]
ارزیاب
۲
۰
[توسط مترجم]
[روانشناسی]
ارزیاب
۲
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
ارزیاب
۰
۰
[توسط مترجم]
[ریاضی]
برآوردگر
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ارزیابی کننده
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
ارزیاب
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
داور
۰
۰
[bbCustoms]
[... عمومی ...]
ارزشیاب
معنی assessor, معنی شسسثسسخق, معنی assessor, معنی اصطلاح assessor, معادل assessor, assessor چی میشه؟, assessor یعنی چی؟, assessor synonym, assessor definition,
معنی springs
,
ترجمه springs
به فارسی,
معنی Goodrich
,
معنی خاک غیرچسبنده
,
ترجمه خاک غیرچسبنده
به انگلیسی,
معنی بیرون ریختن از، ریختن (خون) پاشیدن، پخش کردن پراکنده و متفرق
,
ترجمه بیرون ریختن از، ریختن (خون) پاشیدن، پخش کردن پراکنده و متفرق
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی