{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
assembly
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۸
۰
[توسط مترجم]
[بیوتکنولوژی]
مونتاژ
۷
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی شیمی]
مونتاژ
۷
۰
[توسط مترجم]
[علوم کامپیوتر]
مونتاژ
۷
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
مونتاژ
۷
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مونتاژ
۷
۰
[توسط مترجم]
[ریاضی]
مونتاژ
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مجمع
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سرهم کردن
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مجلس
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تجمیع، تجمع
معنی assembly, معنی شسسثودکغ, معنی assembly, معنی اصطلاح assembly, معادل assembly, assembly چی میشه؟, assembly یعنی چی؟, assembly synonym, assembly definition,
معنی Uninterruptible Power Supply
,
معنی انرژی شکست شارپی
,
ترجمه انرژی شکست شارپی
به انگلیسی,
معنی Homogenous Wireless Sensor Network
,
ترجمه Homogenous Wireless Sensor Network
به فارسی,
معنی Regional; ناحيهاى، موضعى
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی