{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
amortized
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
مستهلک
۰
۰
[توسط مترجم]
[علوم کامپیوتر]
مستهلک
معنی amortized, معنی شوخقفهطثی, معنی amortized, معنی اصطلاح amortized, معادل amortized, amortized چی میشه؟, amortized یعنی چی؟, amortized synonym, amortized definition,
معنی Bill Of Entry
,
ترجمه Bill Of Entry
به فارسی,
معنی زنجیره تامین برگشتی
,
ترجمه زنجیره تامین برگشتی
به انگلیسی,
معنی put his face
,
معنی (درمورد حس جلدی بدن) تمیز دهنده گرما وسرما، حساس , بسرماوگرما
,
ترجمه (درمورد حس جلدی بدن) تمیز دهنده گرما وسرما، حساس , بسرماوگرما
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی