{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
ambassador
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۱ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۰
[توسط مترجم]
[متون مطبوعاتی و خبری]
سفیر
۳
۰
[توسط مترجم]
[تاریخ]
سفیر
۳
۰
[توسط مترجم]
[علوم سیاسی]
سفیر
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نماینده
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
یلچی
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
سفیر
معنی ambassador, معنی شودشسسشیخق, معنی ambassador, معنی اصطلاح ambassador, معادل ambassador, ambassador چی میشه؟, ambassador یعنی چی؟, ambassador synonym, ambassador definition,
معنی special
,
ترجمه special
به فارسی,
معنی Counterparty Risk
,
ترجمه Counterparty Risk
به فارسی,
معنی فرض محتمل، قابل استنباط، قابل استفاده
,
ترجمه فرض محتمل، قابل استنباط، قابل استفاده
به انگلیسی,
معنی managerial optimism
,
ترجمه managerial optimism
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی