{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
alloying
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
آلیاژ کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
آلیاژی
۰
۰
[توسط مترجم]
[فیزیک]
فلزشدگی
معنی alloying, معنی شککخغهئل, معنی alloying, معنی اصطلاح alloying, معادل alloying, alloying چی میشه؟, alloying یعنی چی؟, alloying synonym, alloying definition,
معنی نامساوی برنشتاین
,
ترجمه نامساوی برنشتاین
به انگلیسی,
معنی islamist
,
معنی واقع در میان یاخته ها، داخل سلولی، بین یاختهای
,
معنی محل تقاطع دو جاده
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی