{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
affiliated
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
وابسته
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
وابستگی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
وابسته، مربوطه
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
شرکتهای وابسته
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
آشناسازی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
وابسته بودن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
وابسته شدن
معنی affiliated, معنی شببهکهشفثی, معنی affiliated, معنی اصطلاح affiliated, معادل affiliated, affiliated چی میشه؟, affiliated یعنی چی؟, affiliated synonym, affiliated definition,
معنی نظریه اختلال رایلی - شرودینگر
,
ترجمه نظریه اختلال رایلی - شرودینگر
به انگلیسی,
معنی compound return model
,
ترجمه compound return model
به فارسی,
معنی توپ دریایی دور رس یاساحلی، (مع.) تغار یا ظرف , مخصوص طلاشویی، (گ.ش.)درخت الواراسترالیایی
,
ترجمه توپ دریایی دور رس یاساحلی، (مع.) تغار یا ظرف , مخصوص طلاشویی، (گ.ش.)درخت الواراسترالیایی
به انگلیسی,
معنی حافظه جانبی
,
ترجمه حافظه جانبی
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی