{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
admitted
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۱ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
پذیرش شده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بستری
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بستری شده
۰
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
پذیرش یا بستری در بیمارستان
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مجاز
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مجاز، پذیرفته
۰
۱
[General]
[... عمومی ...]
پذیرفته
معنی admitted, معنی شیوهففثی, معنی admitted, معنی اصطلاح admitted, معادل admitted, admitted چی میشه؟, admitted یعنی چی؟, admitted synonym, admitted definition,
معنی preen
,
ترجمه preen
به فارسی,
معنی power grid isolation
,
ترجمه power grid isolation
به انگلیسی,
معنی اکسید روی
,
ترجمه اکسید روی
به انگلیسی,
معنی کرنش سنج
,
ترجمه کرنش سنج
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی