{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
administered
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۱ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
رهبری اداره کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تزریق شد
معنی administered, معنی شیوهئهسفثقثی, معنی administered, معنی اصطلاح administered, معادل administered, administered چی میشه؟, administered یعنی چی؟, administered synonym, administered definition,
معنی night
,
ترجمه night
به فارسی,
معنی old age
,
ترجمه old age
به فارسی,
معنی Qajar
,
ترجمه Qajar
به انگلیسی,
معنی conclusion
,
ترجمه conclusion
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی