{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
adjunct
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[زبان شناسی]
گروه قیدی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
افزوده
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
صفت فرعی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ضمیمه- افزوده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کمکی
۰
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
همراه، داروى كمكى
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
فرعی
معنی adjunct, معنی شینعئرف, معنی adjunct, معنی اصطلاح adjunct, معادل adjunct, adjunct چی میشه؟, adjunct یعنی چی؟, adjunct synonym, adjunct definition,
معنی محیط درمانگر شهری
,
معنی sector.
,
معنی پوست، پوست خام گاو وگوسفند وغیره، چرم، پنهان کردن پوشیدن، مخفی نگاه داشتن، پنهان شدن، نهفتن، پوست , کندن، (مج.) سخت شلاق زدن
,
ترجمه پوست، پوست خام گاو وگوسفند وغیره، چرم، پنهان کردن پوشیدن، مخفی نگاه داشتن، پنهان شدن، نهفتن، پوست , کندن، (مج.) سخت شلاق زدن
به انگلیسی,
معنی Clash detection
,
ترجمه Clash detection
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی