{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
actress
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۱ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بازیگر زن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
بازیگرزن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
بازیگران داستان
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
بازیگر
معنی actress, معنی شرفقثسس, معنی actress, معنی اصطلاح actress, معادل actress, actress چی میشه؟, actress یعنی چی؟, actress synonym, actress definition,
معنی تیر اهن، تیر اهن گذاری، نصب تیر
,
ترجمه تیر اهن، تیر اهن گذاری، نصب تیر
به انگلیسی,
معنی ساییدن، نرم کردن، بصورت پودر دراوردن
,
ترجمه ساییدن، نرم کردن، بصورت پودر دراوردن
به انگلیسی,
معنی عرشه کوچک فوقانی کشتی
,
معنی neo-sadraian
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی