کنشگر؛ ایفا کنندۀ نقش؛ مقلّد؛ بازیگر؛ عامل؛ عملگر؛ عمل کننده؛ شیئی که در طول مسیر مشخص حرکت میکند و نقش بیرونی یک شیء را در سیستم کارخواست بازی میکند.
۰۰ [توسط مترجم] [... عمومی ...]
مرتکب
معنی actor, معنی شرفخق, معنی actor, معنی اصطلاح actor, معادل actor, actor چی میشه؟, actor یعنی چی؟, actor synonym, actor definition,