{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
accustomed
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عادت کردن، خو گرفتن، آشنا شدن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
آموخته
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عادت داشتن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عادت کرده
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
خوگرفته
معنی accustomed, معنی شررعسفخوثی, معنی accustomed, معنی اصطلاح accustomed, معادل accustomed, accustomed چی میشه؟, accustomed یعنی چی؟, accustomed synonym, accustomed definition,
معنی alderman
,
معنی anniversary
,
ترجمه anniversary
به فارسی,
معنی turnover
,
ترجمه turnover
به انگلیسی,
معنی قرار دادن گهواره، مهد، درگهواره قرار دادن، درچهارچوب یاکلاف ,
,
ترجمه قرار دادن گهواره، مهد، درگهواره قرار دادن، درچهارچوب یاکلاف ,
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی