{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
accumulation
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۰
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
تجمع
۱۰
۰
[توسط مترجم]
[زیست شناسی]
تجمع
۱۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کشاورزی]
تجمع
۱۰
۰
[توسط مترجم]
[دامپزشکی ]
تجمع
۶
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
انباشتگی
۳
۰
[توسط مترجم]
[روانشناسی]
تجمیع
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
جمع آوری
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
انباشت
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
انباشت/انباشتگی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
انباشتگی-تجمع
معنی accumulation, معنی شررعوعکشفهخئ, معنی accumulation, معنی اصطلاح accumulation, معادل accumulation, accumulation چی میشه؟, accumulation یعنی چی؟, accumulation synonym, accumulation definition,
معنی semiconductor
,
ترجمه semiconductor
به فارسی,
معنی ملانویدین
,
ترجمه ملانویدین
به انگلیسی,
معنی بدوناسلوب، بی رویه، بی سبک، بی قاعده، بی ترتیب
,
ترجمه بدوناسلوب، بی رویه، بی سبک، بی قاعده، بی ترتیب
به انگلیسی,
معنی ماشین جمع زنی، ماشین ثبت شرط بندی اسب دوانی
,
ترجمه ماشین جمع زنی، ماشین ثبت شرط بندی اسب دوانی
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی