{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
accomplishment
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
دستاورد
۱
۰
[bbComputer]
[... عمومی ...]
اتمام ، (تکمیل، انجام)
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
موفقیت
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
موفقیت، کامیابی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دستاورد، حصول
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تحقق
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دستآورد
۰
۰
[توسط مترجم]
[زمین شناسی]
پیشرفت
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
هنر ، حصول، کمال
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تحقق و دستاورد
معنی accomplishment, معنی شررخوحکهساتوثئف, معنی accomplishment, معنی اصطلاح accomplishment, معادل accomplishment, accomplishment چی میشه؟, accomplishment یعنی چی؟, accomplishment synonym, accomplishment definition,
معنی continuation
,
ترجمه continuation
به فارسی,
معنی orologist
,
ترجمه orologist
به فارسی,
معنی provisionaly
,
ترجمه provisionaly
به فارسی,
معنی دارای انحنا به پایین، خمیده بپایین
,
ترجمه دارای انحنا به پایین، خمیده بپایین
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی