{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Visuospatial
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[پرستاری و پیراپزشکی]
دید فضایی
۱
۱
[توسط کاربر]
[... عمومی ...]
ان گوز چس
معنی Visuospatial, معنی Vهسعخسحشفهشک, معنی Visuospatial, معنی اصطلاح Visuospatial, معادل Visuospatial, Visuospatial چی میشه؟, Visuospatial یعنی چی؟, Visuospatial synonym, Visuospatial definition,
معنی Bullous
,
معنی تصمیم گیری در مورد بیمه
,
ترجمه تصمیم گیری در مورد بیمه
به انگلیسی,
معنی بیان کردن، شرح دادن، افکندن، گریهکردن کردن، اتفاق افتادن، فدا کردن، ارائهدادن، بمعرض , نمایش گذاشتن، رساندن، تخصیص دادن، نسبت دادن به واگذار کردن، دادن (به)، بخشیدن، دهش، دادن، پرداخت ,
,
ترجمه بیان کردن، شرح دادن، افکندن، گریهکردن کردن، اتفاق افتادن، فدا کردن، ارائهدادن، بمعرض , نمایش گذاشتن، رساندن، تخصیص دادن، نسبت دادن به واگذار کردن، دادن (به)، بخشیدن، دهش، دادن، پرداخت ,
به انگلیسی,
معنی تقلیل دادن، بریدن، تقلیل
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی