{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Transmit
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
ارسال
۳
۰
[توسط مترجم]
[فیزیک]
انتقال
۳
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
انتقال
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
انتقال، منتقل کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
مخابره کردن
۰
۰
[504words]
[... عمومی ...]
انتقال دادن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
عبوردادن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
انتقال دادن،فرستادن
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
فرستادن
۰
۰
[504words]
[... عمومی ...]
send over; pass on; pass along; let through
معنی Transmit, معنی Tقشئسوهف, معنی Transmit, معنی اصطلاح Transmit, معادل Transmit, Transmit چی میشه؟, Transmit یعنی چی؟, Transmit synonym, Transmit definition,
معنی pastry
,
معنی Audit
,
ترجمه Audit
به فارسی,
معنی Percentage, در صد
,
معنی امریکا
,
ترجمه امریکا
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی