{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Tourism
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۴ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۲
۰
[توسط مترجم]
[اقتصاد و بازرگانی]
گردشگری
۱۰
۰
[توسط مترجم]
[علوم اجتماعی]
گردشگری
۱۰
۰
[توسط مترجم]
[سفر و گردشگری]
گردشگری
۱۰
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
گردشگری
۱۰
۰
[توسط مترجم]
[معماری]
گردشگری
۱۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
گردشگری
۱۰
۰
[توسط مترجم]
[هنر و فرهنگ]
گردشگری
۱۰
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت بازرگانی و MBA]
گردشگری
۱۰
۰
[توسط مترجم]
[علوم کامپیوتر]
گردشگری
۱
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
توریسم
معنی Tourism, معنی Tخعقهسو, معنی Tourism, معنی اصطلاح Tourism, معادل Tourism, Tourism چی میشه؟, Tourism یعنی چی؟, Tourism synonym, Tourism definition,
معنی corrosion
,
ترجمه corrosion
به فارسی,
معنی business incubation
,
ترجمه business incubation
به فارسی,
معنی 0
,
معنی بینوا، بیچاره، خالی، تهی(با fo)، نیازمند
,
ترجمه بینوا، بیچاره، خالی، تهی(با fo)، نیازمند
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی