{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Serum
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۶
۱
[توسط مترجم]
[زیست شناسی]
سرم
۵
۱
[توسط مترجم]
[پزشکی]
سرم
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
آب پنیر
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
خونابه
۰
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
سرم، خونابه
۰
۰
[توسط مترجم]
[پرستاری و پیراپزشکی]
سروم
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
علائم
۰
۱
[General]
[... عمومی ...]
خونابه
۰
۲
[General]
[... عمومی ...]
سرم
معنی Serum, معنی Sثقعو, معنی Serum, معنی اصطلاح Serum, معادل Serum, Serum چی میشه؟, Serum یعنی چی؟, Serum synonym, Serum definition,
معنی Remittent
,
معنی intoxication
,
ترجمه intoxication
به فارسی,
معنی adjudication
,
ترجمه adjudication
به فارسی,
معنی propped up
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی