{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Resist
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[504words]
[... عمومی ...]
act against; strive against; oppose
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عایق
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
ایستادگی کردن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
مقاومت کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی عمران]
مقاومت کردن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
استقامت بخرج دادن
۰
۰
[504words]
[... عمومی ...]
مقاومت کردن در برابر
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
پایداری کردن
معنی Resist, معنی Rثسهسف, معنی Resist, معنی اصطلاح Resist, معادل Resist, Resist چی میشه؟, Resist یعنی چی؟, Resist synonym, Resist definition,
معنی وابسته بعلم ترمودینامیک، دماپویا
,
معنی ُsensor
,
ترجمه ُsensor
به فارسی,
معنی 이러크
,
معنی Drug
,
ترجمه Drug
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی