{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Reagent
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۵
۰
[توسط مترجم]
[شیمی]
واکنشگر
۷
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی شیمی]
معرف
۷
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
معرف
۷
۰
[توسط مترجم]
[شیمی]
معرف
۷
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی پزشکی]
معرف
۷
۰
[توسط مترجم]
[زیست شناسی]
معرف
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
معرف، شناساگر
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی شیمی]
واکنش گر
۱
۰
[توسط مترجم]
[شیمی]
واکنش گر
۰
۰
[توسط مترجم]
[شیمی]
واکنش دهنده
معنی Reagent, معنی Rثشلثئف, معنی Reagent, معنی اصطلاح Reagent, معادل Reagent, Reagent چی میشه؟, Reagent یعنی چی؟, Reagent synonym, Reagent definition,
معنی طوفانی، حیله، جرزنی، بازی بیقاعده، ناپاک کردن گیرکردن، نارو زدن (در بازی) لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، بهم خوردن ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف
,
ترجمه طوفانی، حیله، جرزنی، بازی بیقاعده، ناپاک کردن گیرکردن، نارو زدن (در بازی) لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، بهم خوردن ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف
به انگلیسی,
معنی Automated methods
,
ترجمه Automated methods
به فارسی,
معنی ground state
,
ترجمه ground state
به فارسی,
معنی Iran-Oman relations
,
ترجمه Iran-Oman relations
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی