{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Queen
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۲
۳
[General]
[... عمومی ...]
ملکه
۵
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
وزیر
۳
۱
[General]
[... عمومی ...]
زن پادشاه
۲
۰
[توسط مترجم]
[تربیت بدنی]
وزیر (مهره شطرنج)
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
به معنای وزیر در بازی شطرنج
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Regina
۱
۱
[General]
[... عمومی ...]
شهبانو
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
وزیر شطرنج
معنی Queen, معنی Qعثثئ, معنی Queen, معنی اصطلاح Queen, معادل Queen, Queen چی میشه؟, Queen یعنی چی؟, Queen synonym, Queen definition,
معنی رخنه، سوراخ، تراوش، نشت، چکه، تراوش کردن، نفوذ , کردن، فاش کردن یا شدن
,
ترجمه رخنه، سوراخ، تراوش، نشت، چکه، تراوش کردن، نفوذ , کردن، فاش کردن یا شدن
به انگلیسی,
معنی Schmiermittel
,
معنی warm
,
ترجمه warm
به انگلیسی,
معنی description
,
ترجمه description
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی