{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Oversee
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نظارت کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
زیر نظر داشتن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نظارت کردن، نظارت داشتن
معنی Oversee, معنی Oذثقسثث, معنی Oversee, معنی اصطلاح Oversee, معادل Oversee, Oversee چی میشه؟, Oversee یعنی چی؟, Oversee synonym, Oversee definition,
معنی liquidate
,
ترجمه liquidate
به فارسی,
معنی attainable
,
ترجمه attainable
به فارسی,
معنی چماق، چوب زدن، چماق زدن
,
ترجمه چماق، چوب زدن، چماق زدن
به انگلیسی,
معنی Northman
,
ترجمه Northman
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی