{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Organizable
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
قابل تشکیلات دادن
معنی Organizable, معنی Oقلشئهطشدکث, معنی Organizable, معنی اصطلاح Organizable, معادل Organizable, Organizable چی میشه؟, Organizable یعنی چی؟, Organizable synonym, Organizable definition,
معنی rarely
,
ترجمه rarely
به فارسی,
معنی flight
,
ترجمه flight
به انگلیسی,
معنی endocrine
,
ترجمه endocrine
به فارسی,
معنی (دردوربین) گذاشتن، بار گیری شدن، بار زدن، تفنگ یا , بار، کوله بار، فشار، مسئولیت، بارالکتریکی، عمل , پرکردن تفنگ باگلوله، عملکرد ماشین یا دستگاه، بار , سلاحی را پر کردن کردن، پر کردن، گرانبارکردن، سنگین کردن، فیلم ,
,
ترجمه (دردوربین) گذاشتن، بار گیری شدن، بار زدن، تفنگ یا , بار، کوله بار، فشار، مسئولیت، بارالکتریکی، عمل , پرکردن تفنگ باگلوله، عملکرد ماشین یا دستگاه، بار , سلاحی را پر کردن کردن، پر کردن، گرانبارکردن، سنگین کردن، فیلم ,
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی