{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Organ
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط مترجم]
[تربیت بدنی]
اندام
۲
۰
[توسط مترجم]
[فیزیک]
اندام
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اندام یا عضو
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
آلت
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
ارگان
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ارگان
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
ارگ
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
عضو
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ارگان یا عضو
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عضو
معنی Organ, معنی Oقلشئ, معنی Organ, معنی اصطلاح Organ, معادل Organ, Organ چی میشه؟, Organ یعنی چی؟, Organ synonym, Organ definition,
معنی Fiscal Crisis
,
ترجمه Fiscal Crisis
به فارسی,
معنی حرکت پالسی شکل زمین
,
ترجمه حرکت پالسی شکل زمین
به انگلیسی,
معنی Scheming
,
معنی پروفسور
,
ترجمه پروفسور
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی