{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Obligation
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۷
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
تعهد
۶
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی صنایع]
تعهد
۶
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
تعهد
۶
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
تعهد
۶
۰
[توسط مترجم]
[حقوق]
تعهد
۱
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
تعهدات
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
الزام
۱
۰
[توسط مترجم]
[روزنامه نگاری ]
تعهد، وظیفه
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کشاورزی]
义务
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
الزام، ناگزیری، ناچاری، عهد
معنی Obligation, معنی Oدکهلشفهخئ, معنی Obligation, معنی اصطلاح Obligation, معادل Obligation, Obligation چی میشه؟, Obligation یعنی چی؟, Obligation synonym, Obligation definition,
معنی reputation
,
ترجمه reputation
به فارسی,
معنی deceptive accounting
,
ترجمه deceptive accounting
به فارسی,
معنی Corporate life cycle
,
ترجمه Corporate life cycle
به فارسی,
معنی Zurvanite
,
ترجمه Zurvanite
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی