{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Moratorium
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
استمهال، واپسرانی زمانی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
???? ?????
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تعلیق
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
هویت دیررس
۰
۰
[توسط کاربر]
[... عمومی ...]
وقفه؛ تعلیق موقت؛ مهلت.
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
مهلت
معنی Moratorium, معنی Mخقشفخقهعو, معنی Moratorium, معنی اصطلاح Moratorium, معادل Moratorium, Moratorium چی میشه؟, Moratorium یعنی چی؟, Moratorium synonym, Moratorium definition,
معنی solely
,
معنی glaciation
,
ترجمه glaciation
به فارسی,
معنی مفاصا، واریز شده، بی حساب، تلاقی شده
,
ترجمه مفاصا، واریز شده، بی حساب، تلاقی شده
به انگلیسی,
معنی Norse
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی