{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Monitor
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۴ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نظارت کردن
۳
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کشاورزی]
نظارت کردن
۳
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
نظارت
۳
۰
[توسط مترجم]
[حسابداری]
پایش
۳
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
پایش
۳
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
پایش
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نظارت
۱
۰
[bbComputer]
[... عمومی ...]
نظارت
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی پزشکی]
صفحه نمایش
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
تحت نظر گرفتن
معنی Monitor, معنی Mخئهفخق, معنی Monitor, معنی اصطلاح Monitor, معادل Monitor, Monitor چی میشه؟, Monitor یعنی چی؟, Monitor synonym, Monitor definition,
معنی gossip
,
ترجمه gossip
به فارسی,
معنی explosive load thickness
,
ترجمه explosive load thickness
به انگلیسی,
معنی scalibility
,
معنی muffle furnace
,
ترجمه muffle furnace
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی