{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Mandate
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۲
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
وکالتنامه
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
حکم، فرمان
۱
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
تکلیف کردن
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تعهد، دستورالعمل
۱
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
حکم
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
لازم کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اختیار(نامه)؛ دستور کار
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دستور، فرمان
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
الزام آور، اجباری
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
فرمان
معنی Mandate, معنی Mشئیشفث, معنی Mandate, معنی اصطلاح Mandate, معادل Mandate, Mandate چی میشه؟, Mandate یعنی چی؟, Mandate synonym, Mandate definition,
معنی axioms of probability
,
ترجمه axioms of probability
به فارسی,
معنی foresighted
,
ترجمه foresighted
به فارسی,
معنی this year
,
ترجمه this year
به فارسی,
معنی Element-Free
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی