{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Irradiation
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۵
۰
[توسط مترجم]
[فیزیک]
تابش
۵
۰
[توسط مترجم]
[شیمی]
تابش
۳
۰
[توسط مترجم]
[زیست شناسی]
پرتوافکنی
۲
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کشاورزی]
پرتودهی
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
برتابش
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پرتوزده سازی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پرتو افکنی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تابش، پرتو افکنی
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
پرتو افکنی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پرتودهي
معنی Irradiation, معنی Iققشیهشفهخئ, معنی Irradiation, معنی اصطلاح Irradiation, معادل Irradiation, Irradiation چی میشه؟, Irradiation یعنی چی؟, Irradiation synonym, Irradiation definition,
معنی homeless
,
ترجمه homeless
به فارسی,
معنی سکولار
,
ترجمه سکولار
به انگلیسی,
معنی بازحمت حریف را از میدان بدر کردن
,
ترجمه بازحمت حریف را از میدان بدر کردن
به انگلیسی,
معنی BAILER
,
ترجمه BAILER
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی