{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Interpolation
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۲
۰
[توسط مترجم]
[ریاضی]
درون یابی
۶
۰
[توسط مترجم]
[ریاضی]
درونیابی
۴
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
درونیابی
۱
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
الحاق
۱
۰
[توسط مترجم]
[متون مطبوعاتی و خبری]
الحاق
۱
۰
[توسط مترجم]
[ریاضی]
الحاق
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
درونیابی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
درون یابی/ معدل گیری
۰
۰
[DemographyDictionary]
[پزشکی]
درون یابی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دخل و تصرف هنری
معنی Interpolation, معنی Iئفثقحخکشفهخئ, معنی Interpolation, معنی اصطلاح Interpolation, معادل Interpolation, Interpolation چی میشه؟, Interpolation یعنی چی؟, Interpolation synonym, Interpolation definition,
معنی تخمین های برنشتاین
,
ترجمه تخمین های برنشتاین
به انگلیسی,
معنی مزین ساختن، اراستن، مرتب ومنظم ساختن
,
ترجمه مزین ساختن، اراستن، مرتب ومنظم ساختن
به انگلیسی,
معنی تیره وگرفته، دارای ابرهای تیره وپر رعد وبرق
,
معنی داغترین
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی