{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Intercept
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۷
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
عرض از مبدا
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
رهگیری
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عرض از مبدأ
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
استراق سمع، قطع کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
جلوگیری کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عرض محور مختصات
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
از رفتن بازداشتن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
محل تلاقی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
حایل شدن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
جدا کردن
معنی Intercept, معنی Iئفثقرثحف, معنی Intercept, معنی اصطلاح Intercept, معادل Intercept, Intercept چی میشه؟, Intercept یعنی چی؟, Intercept synonym, Intercept definition,
معنی information technology
,
ترجمه information technology
به انگلیسی,
معنی 0
,
معنی از نژاد مختلط اروپایی و اسیایی، اروپایی و اسیایی
,
ترجمه از نژاد مختلط اروپایی و اسیایی، اروپایی و اسیایی
به انگلیسی,
معنی براق، دسر سردو یخ بسته، شربت سرد، بستنی صاف، براق، نرم، پوشیده ازشکر، لعابدار، ماده صاف و ,
,
ترجمه براق، دسر سردو یخ بسته، شربت سرد، بستنی صاف، براق، نرم، پوشیده ازشکر، لعابدار، ماده صاف و ,
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی