{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Integrate
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۴ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۴
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی فناوری اطلاعات ]
ادغام
۳
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
ادغام کردن
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تلفیق کردن
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ادغام کردن
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ادغام شدن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
گنجاندن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ترکیب (یکپارچگی)
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
یکی کردن، متجمع کردن، مختلط و ترکیب کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تکمیل کردن، ترکیب کردن، یکپارچه کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ترکیب کردن، یکپارچه کردن، تلفیق کردن
معنی Integrate, معنی Iئفثلقشفث, معنی Integrate, معنی اصطلاح Integrate, معادل Integrate, Integrate چی میشه؟, Integrate یعنی چی؟, Integrate synonym, Integrate definition,
معنی blood-brain barrier
,
ترجمه blood-brain barrier
به فارسی,
معنی طیف سنج اتمی
,
ترجمه طیف سنج اتمی
به انگلیسی,
معنی مواد دوسانگرد
,
ترجمه مواد دوسانگرد
به انگلیسی,
معنی pavillion
,
ترجمه pavillion
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی