{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Incubation
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۸
۱
[توسط مترجم]
[داروسازی ]
انکوباسیون
۹
۲
[توسط مترجم]
[زیست شناسی]
انکوباسیون
۲
۰
[bbMedical]
[... عمومی ...]
اینکوباسیون، دوره کمون، نهفتگی
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نهفتگی
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دورهی کمون (نهفتگی)
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
گرمخانه گذاری
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نهفتگي
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
بر خوابش
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
جوجه کشی
معنی Incubation, معنی Iئرعدشفهخئ, معنی Incubation, معنی اصطلاح Incubation, معادل Incubation, Incubation چی میشه؟, Incubation یعنی چی؟, Incubation synonym, Incubation definition,
معنی judgement by physiognomy
,
ترجمه judgement by physiognomy
به فارسی,
معنی تولرانس مونتاژ
,
ترجمه تولرانس مونتاژ
به انگلیسی,
معنی School ruined my life
,
ترجمه School ruined my life
به فارسی,
معنی loard
,
ترجمه loard
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی