{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Incorporate
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
گنجاندن
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ادغام کردن
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
دربرداشتن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
استفاده کردن
۰
۰
[bbComputer]
[... عمومی ...]
یکی کردن(شدن)،(درج کردن،تاسیس کردن)
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ترکیب میشوند
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بهم پیوستن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
ترکیب کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اضافه شده
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
آمیختن
معنی Incorporate, معنی Iئرخقحخقشفث, معنی Incorporate, معنی اصطلاح Incorporate, معادل Incorporate, Incorporate چی میشه؟, Incorporate یعنی چی؟, Incorporate synonym, Incorporate definition,
معنی confidence interval for variance component
,
ترجمه confidence interval for variance component
به فارسی,
معنی Decompensated
,
معنی pommel
,
ترجمه pommel
به فارسی,
معنی تحصیل
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی