{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Incidence
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۷
۰
[توسط مترجم]
[پزشکی]
بروز
۷
۰
[توسط مترجم]
[پرستاری و پیراپزشکی]
بروز
۵
۰
[توسط مترجم]
[دامپزشکی ]
شیوع
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
شیوع، انتشار
۱
۰
[توسط مترجم]
[... محتوای عمومی ...]
رخداد
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
شیوع،فراوانی
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
میزا ن بروز
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
وقوع بیماری
۰
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
بروز، ميزان بروز
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
بروز بیماری
معنی Incidence, معنی Iئرهیثئرث, معنی Incidence, معنی اصطلاح Incidence, معادل Incidence, Incidence چی میشه؟, Incidence یعنی چی؟, Incidence synonym, Incidence definition,
معنی calender
,
ترجمه calender
به فارسی,
معنی تیر اهن، تیر اهن گذاری، نصب تیر
,
ترجمه تیر اهن، تیر اهن گذاری، نصب تیر
به انگلیسی,
معنی مزاحم، موجب تصدیع خاطر، مزاحمت
,
معنی سرزدن، اتفاقا دیدن کردن، انداختن در
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی