{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Ignition
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط مترجم]
[شیمی]
احتراق
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
احتراق
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
آتش گرفتن
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
آتش گیری
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سوختن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اشتعال، جرقه
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
موتور احتراقی
۰
۰
[توسط مترجم]
[شیمی]
اشتعال
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
جرقهزنی
معنی Ignition, معنی Iلئهفهخئ, معنی Ignition, معنی اصطلاح Ignition, معادل Ignition, Ignition چی میشه؟, Ignition یعنی چی؟, Ignition synonym, Ignition definition,
معنی ویژگی
,
ترجمه ویژگی
به انگلیسی,
معنی ایستگاه مترو کیو 2 تهران
,
ترجمه ایستگاه مترو کیو 2 تهران
به انگلیسی,
معنی (ش.) اثر مجاورت جسمی دریک فعل وانفعال شیمیایی (م.م.) تجزیه
,
ترجمه (ش.) اثر مجاورت جسمی دریک فعل وانفعال شیمیایی (م.م.) تجزیه
به انگلیسی,
معنی (دردوربین) گذاشتن، بار گیری شدن، بار زدن، تفنگ یا , بار، کوله بار، فشار، مسئولیت، بارالکتریکی، عمل , پرکردن تفنگ باگلوله، عملکرد ماشین یا دستگاه، بار , سلاحی را پر کردن کردن، پر کردن، گرانبارکردن، سنگین کردن، فیلم ,
,
ترجمه (دردوربین) گذاشتن، بار گیری شدن، بار زدن، تفنگ یا , بار، کوله بار، فشار، مسئولیت، بارالکتریکی، عمل , پرکردن تفنگ باگلوله، عملکرد ماشین یا دستگاه، بار , سلاحی را پر کردن کردن، پر کردن، گرانبارکردن، سنگین کردن، فیلم ,
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی