{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Hypoechoic
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
هیپواکوئیک
۱
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
کم پژواک
معنی Hypoechoic, معنی Hغحخثراتخهر, معنی Hypoechoic, معنی اصطلاح Hypoechoic, معادل Hypoechoic, Hypoechoic چی میشه؟, Hypoechoic یعنی چی؟, Hypoechoic synonym, Hypoechoic definition,
معنی albumin
,
ترجمه albumin
به فارسی,
معنی cause discord
,
ترجمه cause discord
به فارسی,
معنی واژه بست فاعلی
,
ترجمه واژه بست فاعلی
به فارسی,
معنی جستجو کردن، جانکندن، ازریشه کندنیا دراوردن، قلع , خواربار، کوتوله، مزدور، نویسنده مزدور، زمینکندن کردن، (مج.)از کتاب استخراج کردن، خوردن، غذا دادن کرم حشره، نوزاد، بچه مگس، زحمتکش، (ز.ع)خوراک
,
ترجمه جستجو کردن، جانکندن، ازریشه کندنیا دراوردن، قلع , خواربار، کوتوله، مزدور، نویسنده مزدور، زمینکندن کردن، (مج.)از کتاب استخراج کردن، خوردن، غذا دادن کرم حشره، نوزاد، بچه مگس، زحمتکش، (ز.ع)خوراک
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی