{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Histogram
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی پزشکی]
هیستوگرام
۲
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
هیستوگرام
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
هیستگرام
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سابقه نما
۰
۰
[LinuxDic]
[... عمومی ...]
سابقهنما
۰
۰
[bbComputer]
[... عمومی ...]
در علم آمار بافتنگار (هیستوگرام) یک نمودار ستونی و پلهای برای نشان دادن داده ، هیستوگرامها است
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نمودار ستونى، رونگارهى ستونى، هيستوگرام
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
نمودار پله ای
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پیشینه نما؛ نمودار ستونی؛ نمودار مقایسۀ فراوانی؛ هیستوگرام
۰
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
نمودار ستونی
معنی Histogram, معنی Hهسفخلقشو, معنی Histogram, معنی اصطلاح Histogram, معادل Histogram, Histogram چی میشه؟, Histogram یعنی چی؟, Histogram synonym, Histogram definition,
معنی affliction
,
ترجمه affliction
به فارسی,
معنی CRITERIA
,
ترجمه CRITERIA
به فارسی,
معنی Ceeport
,
ترجمه Ceeport
به فارسی,
معنی participation
,
ترجمه participation
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی