{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Form
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۲۹ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
شکل
۲
۰
[توسط مترجم]
[هنر و فرهنگ]
فرم
۲
۰
[توسط مترجم]
[معماری]
شکل
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
فرم
۱
۰
[توسط مترجم]
[فلسفه]
صورت
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
نموذج
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
قالب، شكل
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
شکل دادن،محتوا
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
ورقه
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
سرشتن
معنی Form, معنی Fخقو, معنی Form, معنی اصطلاح Form, معادل Form, Form چی میشه؟, Form یعنی چی؟, Form synonym, Form definition,
معنی shrinkage
,
معنی natural gas
,
معنی دارای مبداء خارجی، بیرونی، خارجی، فرعی، جزئی ضمیمه، اتفاقی، تصادفی، عارضی
,
ترجمه دارای مبداء خارجی، بیرونی، خارجی، فرعی، جزئی ضمیمه، اتفاقی، تصادفی، عارضی
به انگلیسی,
معنی Nameable
,
ترجمه Nameable
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی