{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Fibromyalgia
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سندرم درد اسکلتی- عضلانی مزمن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
سندرم درد عضلانی اسکلتی مزمن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
فیبرومالژیا (درد منتشر بدن)
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
فیبرومیالژیا
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
درد بافت عضلانی
معنی Fibromyalgia, معنی Fهدقخوغشکلهش, معنی Fibromyalgia, معنی اصطلاح Fibromyalgia, معادل Fibromyalgia, Fibromyalgia چی میشه؟, Fibromyalgia یعنی چی؟, Fibromyalgia synonym, Fibromyalgia definition,
معنی Marginal Model
,
معنی (ج.ش.) اردک ماهی کوچک، گوشت اردک ماهی
,
ترجمه (ج.ش.) اردک ماهی کوچک، گوشت اردک ماهی
به انگلیسی,
معنی spin off
,
ترجمه spin off
به فارسی,
معنی strategic
,
ترجمه strategic
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی