{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
East
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۷
۰
[General]
[... عمومی ...]
شرق
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
مشرق
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
مشرق زمین
معنی East, معنی Eشسف, معنی East, معنی اصطلاح East, معادل East, East چی میشه؟, East یعنی چی؟, East synonym, East definition,
معنی bacterial;باكتريايى
,
معنی sex-linked; وابسته به جنس
,
معنی قلع دار، قلعی، قلع مانند، حلبی ساز، قلع کار
,
ترجمه قلع دار، قلعی، قلع مانند، حلبی ساز، قلع کار
به انگلیسی,
معنی دارا، توانگر، دولتمند، ثروتمند، چیز دار، غنی
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی