{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Done
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱۵
۴
[General]
[... عمومی ...]
انجام شده
۳
۱
[General]
[... عمومی ...]
مفعول
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
fertig
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
صورت گرفته
۱
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تکمیل شده
معنی Done, معنی Dخئث, معنی Done, معنی اصطلاح Done, معادل Done, Done چی میشه؟, Done یعنی چی؟, Done synonym, Done definition,
معنی bumble
,
ترجمه bumble
به فارسی,
معنی پيشايند، مرجع، مقدم، صورت )در کسر(
,
ترجمه پيشايند، مرجع، مقدم، صورت )در کسر(
به فارسی,
معنی توسعه فناوری
,
ترجمه توسعه فناوری
به انگلیسی,
معنی منتج کردن، مشتق کردن، مشتق شدن
,
ترجمه منتج کردن، مشتق کردن، مشتق شدن
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی